اعمال این روزهای احمدی نژاد نشان از وابستگی شدید او به اسفندیار رحیم مشایی دارد. حتی خود او به صراحت بر این قضیه تاکید می کند و تاخیر چند روزه اش در برکناری مشایی را مربوط به تلاش هایش برای ابقای مشایی می داند.(+)
چنین اعترافی از سوی احمدی نژاد نشان از جایگاه ممتاز اسفندیار رحیم مشایی در نزد احمدی نژاد دارد. نشانه شدیدتر این شیفتگی، تنها چند ساعت پس از استعفای مشایی رخ می دهد و احمدی نژاد به فاصله کمتر از نیم روز، مشایی را بار دیگر به نزد خود فرا می خواند و این بار او را در دو پست حساس مشغول به کار می کند! (+)
اگر چه هیچ یک از دو پست جدید، مشمول نهی مقام عظمای ولایت در به کارگیری مشایی در "پست های معاونت" نیست (+) و تقابلی با ولایی پذیری احمدی نژاد ندارند؛ اما نکته نگران کننده آن، اعلان رسمی وابستگی شدید رئیس جمهور مملکت به کسی است که رفتار و اعمال او با بسیاری از اصول انقلاب همخوانی ندارد و وجود چنین شخص پرنفوذی در کنار رئیس جمهور، نگرانی های شدیدی را برای دوستداران اسلام و انقلاب به بار آورده است. چرا که احساس می کنند یک سایه خطرناک احمدی نژاد را هدایت می کند و این بیم می رود که احمدی نژاد، تحت فرمان او به اقدامات نسجیده و خطرناکی دست بزند.
البته احمدی نژاد هنوز این فرصت را دارد تا به توضیح صریح و شفاف رفتار خود بپردازد و ملتی را از سردرگمی و نگرانی برای آینده کشور نجات دهد. اما باید بداند که اگر هم توضیحی دارد، فرصت محدود است و بذر شکاکیت به سرعت در دل ها کاشته می شود.
پ.ن : در ماجراهای اخیر، برخی از دوستان فرصت طلب اصلاحاتی، به سودای سواستفاده افتاده اند و از اینکه احمدی نژاد چنین رفتارهایی کرده است، خوشحال شده اند و می گویند که دید چه کار کردید؟
باید خدمت این عزیزان عرض کنم که تفاوت اصلی حامیان دوطیف، اتفاقا در اینجا به خوبی مشخص شده است؛ چرا که اگر ما از احمدی نژاد اشتباهی ببینیم، با شجاعت و صراحت اعلام می کنیم و از او جواب می خواهیم و مانند نمونه های اخیر، حقیقت را فدای مصلحت نمی کنیم.
حامیان احمدی نژاد هرگز این چنین نیستند که بر تخلفات و قانون شکنی ها چشم پوشی کنند و حتی اصلی ترین سایت حامی احمدی نژاد نیز، علنا او را مورد انتقاد قرار می دهد. (+)
اما دوستان عزیز یادتان نرود که عده زیادی در ماجراهای اخیر، تنها به دلیل تصعب و علاقه حزبی شان، چشم خود را بر همه ادعاهای دروغین تقلب و التهاب آفرینی ها و قانون شکنی های اصلاح طلبان بسته اند و با تعصبی شدید، همچنان از آنان حمایت می کنند.
تفاوت عملی رفتار این دو گروه، همان تفاوت عظیمی است که حقیقت طلبی و تحجر را به وجود می آورد.